تبليغاتX
فرشته جهانی

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

میخواری و مستی ره ورسم دگری داشت

 

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 22:41  توسط جهانی  | 

من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم

که برای تو و تصویره دلت می میرم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 22:29  توسط جهانی  | 
من از دیار عروسکها می آیم

از زیر سایه های درختان کاغذی

در باغ یک کتاب مصور !

در کوچه های خاکی معصومیت

از سالهای رشد حروف پریده رنگ الفبا

از لحظه ای که بچه ها توانستند

بر روی تخته حرف " سنگ " را بنویسند

و سارهای سراسیمه

از درخت کهنسال پر زدند .

و مغز من هنوز

لبریز از صدای وحشت پروانه ایست

که او را

در دفتری به سنجاقی

مصلوب کرده بودند .

حرفی به من بزن

من در پناه پنجره ام

با آفتاب رابطه دارم .

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:34  توسط جهانی  | 

" از دانه های انار تسبیحی دور دستت می بافم تا در قنوت روبروی تو باشم . "

" درد من حصار برکه نیست ، درد زیستن با ماهیانی ست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است ."

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:31  توسط جهانی  | 

نگرانم مبادا تکیه هایی از خود را گم کنم


و من آنقدر تکه هایی از خودم را به دیگران می بخشم که در پایان روز چیزی برای

 خودم باقی نمانده باشد


و یک روز صبح وقتی در آینه به خودم نگاه می کنم چیزی نباشد که نگاهم


را


برگرداند...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:25  توسط جهانی  | 

تو كه آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را


ميان ربناي سبز دستانت دعايم كن . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:22  توسط جهانی  | 

ای همه کس،ای همه چیز... پروردگارا!

 درآنسوی پل تنهایی ها تنها تو را دارم،ای

محرم اسرار برایت بارها گریستم وتو شادی

 را با قاصدکها برایم فرستادی.ای زیباترین

زیباییها چگونه اندازه دوست داشتنم را نشانت دهم ؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:15  توسط جهانی  | 

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

هی فلانی

زندگی شاید همین باشد؟

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را

جز برای او و جز با او نمی خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد.

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic


 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:12  توسط جهانی  | 

چندي پيش جوكي به زبان انگليسي در دنياي نت زاده شد ! كه نكات ارزشمندي را در خصوص سياست هاي رسانه هاي آمريكايي در بر داشت .

ترجمه فارسي جك به شكل زير است :

مردي دارد در پارك مركزي شهر نيويورك قدم ميزند كه ناگهان ميبيند سگي به دختر بچه اي حمله كرده است.

مرد به طرف آنها مي دود و با سگ درگير مي شود .

سرانجام سگ را مي كشد و زندگي دختربچه را نجات مي دهد.

پليسي كه صحنه را ديده بود به سمت آنها مي آيد و مي گويد:

« تو يك قهرماني »

فردا در روزنامه ها مي نويسند :

" يك نيويوركي شجاع ، جان دختر بچه اي را نجات داد "

آن مرد ميگويد :

« اما من نيويوركي نيستم »

پس روزنامه هاي صبح مينويسند :

" آمريكايي شجاع جان دختر بچه اي را نجات داد "

آن مرد دوباره ميگويد :

« اما من آمريكايي نيستم »

« خوب ، پس تو اهل كجا هستي ؟ »

 « من ايراني هستم ! »

 فرداي آنروز روزنامه ها اينگونه مي نويسند : 

 « يك تندروي مسلمان ، سگ بي گناه آمريكايي را كشت ! »  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 21:5  توسط جهانی  | 

زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود

شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:50  توسط جهانی  | 

4

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران

نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:45  توسط جهانی  | 

Myspace layouts

  

به نام عشق

به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غم ها، به نام غم ها بوجود آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

  عسلم گلم نازم عمرم جونم قشنگم نفسم عشقم قربونت بشم دورت بگردم . . . اينا رو تمرين ميکني منو ديدي بهم بگي

 احمدي نژاد طي بيانيه اي اعلام کرده که: «کساني که با کمبود بنزين مواجه ميشن، سوار اون ۱۷ ميليون الاغي که به من راي دادن بشن

مي رسد روزي که بي من روزها را سر کني/مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني/مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من/نامه هاي کهنه ام را يک به يک از بر کني

لبخند رو هيچ وقت ترک نکن حتي وقتي که ناراحتي چون افسردگي خيلي خطرناکه حسن ! ممکنه که داغون بشي حسن! نيشتتو ببند حسن

 در نبرد بين روزهاي سخت و انسانهاي سخت ، اين انسانهاي سخت هستد که باقي مي مانند نه روزهاي سخت

دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن....اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت(قابل توجه دختراي بي وفا)

رشتيه ميگه به چهار علت زنمو شناختم : با چهار تا مرد ديدمش گفت دوستامن ، فهميدم صداقت داره . با چند تا ديگه ديدم ، سرشو انداخت پائين فهميدم نجابت داره . دم خونه يه صف بود ، فهميدم عدالت داره . رفتم خونه مادرش ، ديدم يه صفم اونجاست ، فهميدم اصالت داره

يکي از بزرگان حکايت کند / اگر يک نفر نيمه شب چت کند / و با فرد بيگانه صحبت کند / و کم کم به چت کردن عادت کند / و يک ساعتش را سه ساعت کند / و هر شب به فردي محبت کند /به افراد قبلي خيانت کند /و با بي خيالي جنايت کند / نه حدّ و حدودي رعايت کند / و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند /و اين قصه را پر حرارت کند /براي رفيقش روايت کند /چنانکه رفيقش حسادت کند / و او هم رود نيمه شب چت کند ---------- يعني واقعا نشستي تا آخرشو خوندي؟

نگاهت چون عقاب، دلت چون دریا، دستت چون آتش، صدایت چون پرنده، قدت چون سرو. خاک بر سرت هیچیت مثل آدم نیست

 آرزوي جوجه تيغي: بغلش کنن. آرزوي پاندا: عکس رنگي بندازه آرزوي گوسفند: رو صندلي جلو وانت بشينه آرزوي خر: نمي گم تا داغ دلت تازه نشه

 به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

 شعار جديد 22 بهمن:22ليتر بنزين ريختيم تو موتور گازي رفتيم دختر بازي الله ياور ماست 110 دنبال ماست 

 چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم، اين رو برام سند كن! يا اين پيغام رو براي همه دوست هاي خوبت بفرست . ببين چند تاش به خودت برمي گرده! اگه 7تاش بهت برگشت، بدون دوست داشتني هستي

 اي پيتزاي عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگيم و اسپاگتي افکارم! بي تو فلافلم

يه نفري از كنار ساختمون نيمه كاره رد ميشه يه كاغذ مچاله شده مي افته روي سرش ميميره بعد دنبال علتش ميگردن مي بينن روي كاغذه نوشته دو عدد آجر...!!

يه قزويني ميره مسجد مي بينه همه رفتن رکوع ازشدت هيجان غش ميکنه

لره مي ره نهضت سوادآموزي ازش مي پرسن حالا مي توني گوسفنداتو بشماري؟ ميگه ها مي گن چطوري؟ مي گه اول پاهاشونو مي شمارم بعد تقسيم بر چهار مي کنم

تهروني ها زنشونو بيمه ي عمر مي كننند قزويني ها بيمه بدنه رشتيها بيمه شخص ثالث

بانک مرکزي در اطلاعيه اي عاجزانه از مردم اردبيل خواسته در عابر بانکها شمع روشن نکنند

مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! "

زندگي لبخندي زد و گفت : " دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري !! " ...
آنهاي كه باتو خنديده اند ممكن است تورا فراموش كنند ولي آنهاي كه باتو گريه كرده اند هركز تورا از ياد نخواهند برد.

 هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه موفق و سربلند باشيد

رنگ ترين ادم توي زندگي ما ادما ، كسي است كه ارام ميايد ، كم رنگ مي ماند ، و پر صدا مي رود

  هميشه توشه راه به همراه داشته باش زيرا نميداني که کي خواهي رفت

 بلند پايه ترين مردم در خرد و انديشه كسي است كه خود را از مشورت بي نياز نداند

لبخند رو هيچ وقت ترک نکن حتي وقتي که ناراحتي چون افسردگي خيلي خطرناکه حسن ! ممکنه که داغون بشي حسن! نيشتتو ببند حسن

 ميدوني معني سي ان جي چيه؟ يعني سوخت نداريم جيگر

 تو اين دنيا هر کسي يه نيمه گمشده داره که فقط لايق همونه پس سعي نکن در ساختن پازل زندگيت تقلب کني

سال 68 هايده و خميني فوت كردند. سال 86 مهستي و فاضل لنكراني. براي سلامتي خامنه اي دعا كنيد تا حميرا زنده بماند

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام
 
عاقد خطاب به عروس:آيا وکيلم شما را با مهريه 1000 ليتر بنزين و 14 عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بياورم؟ . . . عروس رفته ماشينش رو گازسوز کنه



 اگر ديدي جواني به درختي تکيه کرده بدان بنزين نداره سکته کرده

فارسه اونقدر واسه دوست دخترش نامه ميفرسته که بالاخره دوست دخترش با پستچي ازدواج ميکنه 

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست.

همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است

بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد

 

عشق از کلمه ی عشقه گرفته شده.عشقه نام گیاهی ست در هند که بر هر گیاهی حتی درختی تنومند بپیچد آن را از پا در میاورد

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

میگویند قلب آدمها دشتی وسیع میباشد .بگذار در صحرای دلت شاخه کاکتوسی باشم یا بوته خاری آرام آرام در اعماق قلبت نفوذ کنم

 سال 68 هايده و خميني فوت كردند. سال 86 مهستي و فاضل لنكراني. براي سلامتي خامنه اي دعا كنيد تا حميرا زنده بماند

احمدي نژاد : اگر آمريکا انرژي هسته اي رو از ما بگيره ما هم چند چيزو از چند نفر مي گيريم 1) دريا کنارو از حميرا 2)اصفهان رو از معين 3)وطن رو از داريوش 4) خليج فارسو از ابي 5) آزادي رو از منصور 6)خديجه رو از سندي 7)آمنه رو از اندي 8) و مهم تر از همه گيتار رو از شماعي زاده.........................

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 18:20  توسط جهانی  | 
 

دوست واقعی کسی است که دست ترا بگیرد ولی قلب ترا لمس کند

  الا یا ایها الساقی ادر کاساوناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

  تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی من همه در حکم توام تو همه در خون منی گر مه و خورشید شوم من کم از آنم که تویی

  دل آدم مثل یک جزیره دور افتاده س این که کی واسه اولین با پا به این جزیره میزاره مهم نیست مهم این کی واسه همیشه توی این جزیره میمونه ..............

 زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

 زندگی اشك دارد و لبخند اشك برای غم هایش است و لبخند برای شادی ها در زندگیتان همیشه لبخند بزنید 
 
بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند.قاب عكس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم كه تارش بشكند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

برای یافتن مروارید دریا ها را جستجو نکن شاید در گریبان خودت باشد

از خدا نخواه که تو دنيا يک کسي را داشته باشي از خدا بخواه که همه دنيا کسي باشي

هميشه طرفدار عشق پاک باش چون کم يابه...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

 

یارب امشب صدایت با صدایم ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست 

 مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

 

ارزنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن. روشن ترین کلمه((امید)) است...به آن

فرشتگان

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

 

 

راز لاله ها
 
 می گویند خداوند یک روز همه ی گلها را آفرید.

و فردای آن روز نگاهی به همه گلها کرد و لاله را آفرید ...
شاید خداوند آن شب لاله را در خواب دیده بود. کسی چه می داند.؟؟   اما انگار اندوهی در دل خدا لانه کرده بود.
خدا لاله را آفرید و فرمان داد تا بروید هر جا که مزار یکی یاران خداست.
و لاله رویید نه یکی ، نه دو تا و نه هزار تا.


کسی نمیداند نخستین لاله کجا رویید . اما یک چیز را نیک میدانم.
در سرزمین نازنین من تا چشم کار میکند لاله روییده. لاله زاری به وسعت یک دشت بی انتها.


و لاله رویان ، یکی پس از دیگری به خاک می افتند و بر مزارشان لاله ها میروید.
و لاله ها حکایت ها دارند. از عشق از رفتن و از شهادت. نامش را هرچه میخواهد بگذارید
کشته راه وطن ، یا مرگ در جنگ . اما لاله ها نیک میدانند کجا برویند.
نفرین به جنگ ، نفرین که سرزمینم را از خون لاله کفن ها ، لاله زار کرد.

و خداوند هنوز به لاله نگاه میکند. کاش میدانستم اندوه خدا از چیست.
هرگاه که اندوهی سرزمینم را در بر میگرفت سر بر شانه خدا میگذاشتم و درد دل میکردم زیرا خدا دارم.

ولی خداوند کسی را ندارد تا سر بر شانه اش نهد و این راز سربه مهر را بگشاید.
راز لاله ها را.

در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند، و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد. . . کاش ميشد لحظه اي ابله نبود ...! کاش ميشد...! و چه کم بودند آنهايي که اين کاش را حقيقت يافتند... و چه کم خواهند بود........ اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت. اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند وزنده نگه داشت


  

 راز آفرینش

 

روزی خداوند انسان را آفرید.
اما پیش از آنکه روح خود را در کالبد خاکی بدمد و پروژه را تکمیل کند(!) سخت در اندیشه فرو رفت.
خدواند از خود پرسید راز آفرینش را باید از این مخلوق خاکی پنهان کنم. اما کجا ؟؟


یکی از فرشته ها جلو آمد و گفت : ساده است ، بر بلندای قله ای دوردست بگذار.
خدواند گفت: نه ! انسان زمین را در خواهد  نوردید و روزی آن را خواهد یافت.
فرشته دیگری گفت: در ژرفای اقیانوسی دوردست بگذار .
خداوند باز گفت: انسان باهوش است ، زمین را به تسخیر درخواهد آورد. آنجا هم پیدایش می کند.
سومین فرشته گفت: دورتر خیلی دور تر ، جایی در کهکشان.
خداوند با لبخندی گفت: انسان من همه آسمان را از آن خود خواهد کرد . جایی از او پنهان نمی ماند.

و سپس گفت این راز را جایی خیلی دور ، خیلی نزدیک پنهان می کنم.
و آن را در دل آدم پنهان کرد. آنقدر نزدیک که از روز نخستین می شناسیمش و آنقدر دور که هرگز بدان دست نخواهیم یافت.

راز آفرینش ، راز سر به مهر عشق است و مهر ورزیدن. خداوند راز خود را بر ما گشوده است چشم دل می بیند اما چشم سر نه !

به قول شیخ ابو سعید ابوالخیر : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند * * * یک قطره از آن چکید و نامش دل شد.

 
 
 
سرنوشت
 
پروردگارا
سرنوشت مرا خیر بنویس   تقدیری مبارک
تا هر چه تو دیر می خواهی ، زود نخواهم  و هر چه تو زود می خواهی ، دیر نخواهم (دعای عرفه)
 
 
 
در حدیث عشق سر دادن خوش است

                                             می به دست لعبتی دادن خوش است

مستی و دیوانگی کردن رواست

                                             آتش عشق نهان گفتن خوش است

قطره قطره شمع جان را ریختن

                                             همچو پروانه به گرد شمع جان دادن خوش است

دل به دریای جدایی ها و درد

                                             قلب سنگی ناب را در سینه جا دادن خوش است

 

 

خدایا دریچه رحمت  ......  رو به روی من نبند !!!

 

آه باید بروم      باز هم در لاک خویش

 

             زندگی با دل من           سازشش نیست به هیچ

 

                  مگر این قلب زمان         ز صفا خالی شد.........

 

                       که دل مجنونم ....

 

                                            همه شب جاری شد ؟ ؟ ؟

 


وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه 
 
                                             

  وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي ......
 
             وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي
 
                                             وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن..
 
             وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه ....
 
                                             وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني...
 
            وقتي احساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه
 
                                             وقتي احساس كني تنها ترين تنهاي دنيا هستي
 
                    ووقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد
 

                                  چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه

 

گویند نیاز جان سه چیز است

آب و نفس و نان حلال است

گو یم که درست این سه نکته

ملزوم تراز سه نکته این است

بود پاکی و عشق و صفا است

 

 

هفت نصيحت مولانا

 

 گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)

 وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

 بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 13:4  توسط جهانی  |